السيد الخميني
95
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
آزادى يك چيز واضحى است . [ آزادى آيا در حدى براى مردم هست كه بتوانند سيستم دولت خودشان را تعيين كنند ، آيا اين آزادى هم براى ملت هست ؟ ] - به همان ترتيبى كه در همه جاى دنيا هست آنها مىتوانند وكيل انتخاب كنند . وكيل مىتواند به حسب آن چيزى كه ملت به او اعطا كرده ، دولت را تصويب كند يا رد بكند . رئيس جمهور را خود مردم تعيين بكنند . همهء اينها با دست خود مردم هست و خودشان مىتوانند انجام بدهند . [ حضرت امام ! شما چرا از اول روى يك كلمهاى خط كشيديد و آن دمكراتيك است كه رويش خط كشيديد و فرموديد « جمهورى اسلامى » نه يك كلمه بيشتر و نه يك كلمه كمتر . اين كلمه كه اين قدر عزيز است ، براى ما عزيز است و شما خطش زديد و در كشور الآن باز در اين باره صحبت مىكنند . ] - بله اين مسائلى دارد . يك مسأله اين است كه اين توهّم ، اين را در ذهن مىآورد كه اسلام محتوايش خالى است از اين ، لذا احتياج به اين است كه يك قيدى پهلويش بياورند و اين براى ما بسيار حزنانگيز است كه در محتواى يك چيزى كه همهء چيزها به طريق بالاترش و مهمترش در آن هست ، حالا ما بياييم بگوييم كه ما اسلام مىخواهيم و اما با اسلاممان دمكراسى باشد ، اسلام همه چيز است . مثل اين است كه شما بگوييد كه ما اسلام را مىخواهيم و مىخواهيم كه به خدا هم اعتقاد داشته باشيم ، ولى به شرط اينكه به خدا هم معتقد باشيم . اين براى ما خيلى ناراحتكننده است كه كسى يك همچو خيالى داشته باشد . اين اولًا ، و ثانياً اين كلمهء دمكراسى كه پيش شما اين قدر عزيز است يك مفهوم مُبَيَّنى ندارد . ارسطو يكجور معنى كرده . شوروى يكجور معنى كرده . سرمايه دارها يكجور معنى كرده و ما در قانون اساسىمان نمىتوانيم يك لفظ مبهمى كه هر كس براى خودش يك معنى كرده است ، آن را بگذاريم . به جاى آن اسلام را گذاشتيم كه اسلام مُبيَّن مىكند حد وسط چيست . اين مخالف با هيچ چيزى نيست ، ولى آنهايى كه نفهميدهاند اسلام را ، خارجيها كه با اسلام كار ندارند ، آنها كه در داخل هستند و اسلام را نمىدانند چه رژيمى است ، چه حالى دارد ، از اين جهت يك امكان به خيالشان دارد . من